word - لغت

abridged || خلاصه شده

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

əˈbrɪdʒd

UK :

əˈbrɪdʒd

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [abridged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abridged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abridged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abridged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abridged] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • This is an abridged and adapted version of an unpublished draft.


    این یک نسخه خلاصه شده و اقتباس شده از یک پیش نویس منتشر نشده است.


  • این کتاب شرح مختصری از گزارش رسمی دولت ایالات متحده است.

  • There is no room for etymologies in an abridged dictionary.


    در فرهنگ لغت خلاصه شده جایی برای ریشه شناسی وجود ندارد.

synonyms - مترادف

  • condensed


    متراکم شده است

  • shortened


    کوتاه شده است

  • abbreviated


    به اختصار

  • concise


    مختصر


  • قطع كردن

  • reduced


    کاهش

  • compressed


    فشرده شده است

  • curtailed


    محدود شده است

  • diminished


    کاسته

  • trimmed


    کوتاه شده

  • contracted


    قرارداد

  • pruned


    هرس شده

  • summarisedUK


    خلاصه شده انگلستان

  • summarizedUS


    خلاصه ایالات متحده


  • مختصر

antonyms - متضاد

  • expanded


    منبسط

  • diffuse


    پراکنده


  • افزایش یافت

  • prolonged


    طولانی مدت

  • protracted


    طولانی شده

  • amplified


    تقویت شده است


  • کامل

  • lengthened


    طولانی شد

  • unabbreviated


    به صورت مخفف

  • unabridged


    خلاصه نشده

  • drawn out


    کشیده شده است


  • کل

  • exhaustive


    جامع


  • پر شده


  • کل