ترجمه
حذف

absent

غایب

adjective

صفت

UK : ˈæb.sənt

US : ˈæb.sənt

google image of absent

absent image / تصویر
absent image / تصویر
absent image / تصویر
absent image / تصویر
absent image / تصویر

Description of absent

SENTENCE of absent

  • opposite of

  • synonyms of

  • departs

  • حرکت می کند

  • leaves

  • برگها

  • goes

  • می رود

  • retreats

  • عقب نشینی می کند

  • evacuates

  • تخلیه می کند

  • exits

  • خارج می شود

  • parts

  • قطعات

  • decamps

  • اردوگاه می کند

  • retires

  • بازنشسته می شود

  • escapes

  • فرار می کند

  • withdraws

  • کنار می کشد

  • bolts

  • پیچ و مهره

  • deserts

  • بیابان ها

  • flees

  • فرار می کند

  • bails

  • وثیقه

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی