word - لغت

abundant || فراوان

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

əˈbʌn.dənt

UK :

əˈbʌn.dənt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [abundant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abundant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abundant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abundant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [abundant] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • overflowing


    سرریز

  • bounteous


    سخاوتمند

  • infinite


    نا محدود

  • plenteous


    فراوان

  • sizeable


    قابل اندازه


  • قابل توجه

  • countless


    بی شمار


  • گسترده


  • گسترده

  • bumper


    سپر


  • عالی


  • بزرگ


  • بزرگ

  • lavish


    مجلل


  • ثروتمند

antonyms - متضاد

  • scant


    اندک

  • scarce


    کمیاب

  • sparse


    پراکنده


  • محدود

  • scanty


    اندک

  • bare


    برهنه

  • meagreUK


    meagreUK

  • exiguous


    مبهم

  • insubstantial


    غیر قابل توجه

  • insufficient


    ناکافی


  • مقدار کمی

  • minimal


    حداقل


  • نادر

  • skimp


    کم گذاشتن

  • skimpy


    کم مصرف