word - لغت

academician || دانشگاهیان

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

əˌkæd.əˈmɪʃ.ən

UK :

əˌkæd.əˈmɪʃ.ən

US :

family - خانواده

[['academy' 'academia' 'academic' 'academe' 'academic' 'academically'] ['آکادمی' 'دانشگاه' 'علمی' 'آکادمی' 'علمی' 'از نظر آکادمیک']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [academician] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [academician] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [academician] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [academician] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [academician] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • In 1823 he became professor and academician at Munich.


    در سال 1823 استاد و آکادمیک در مونیخ شد.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد

  • pupil


    شاگرد


  • دانشجو

  • lowbrow


    بی فرهنگ

  • philistine


    فلسطینی

  • anti-intellectual


    ضد روشنفکری

  • idiot


    ادم سفیه و احمق

  • ignoramus


    نادان

  • illiterate


    بی سواد

  • imbecile


    ابله

  • moron


    احمق

  • halfwit


    نیمه هوش

  • simpleton


    ساده لوح

  • dullard


    کسل کننده

  • dunce


    قلع و قمع کردن

  • knucklehead


    سر بند انگشت