word - لغت

acceptable || قابل قبول

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

əkˈsept.ə.bəl

UK :

əkˈsept.ə.bəl

US :

family - خانواده

[['acceptance' 'unacceptable' 'accepted' 'accept' 'unacceptably'] ['پذیرش - پذیرفته شدن' 'غیر قابل قبول' 'پذیرفته شده' 'تایید کنید' 'غیر قابل قبول']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [acceptable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acceptable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acceptable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acceptable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acceptable] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • satisfactory


    رضایتبخش


  • کافی است


  • نمایشگاه

  • decent


    نجیب


  • معقول

  • passable


    قابل عبور


  • کافی

  • suitable


    مناسب

  • tolerable


    قابل تحمل


  • مناسب

  • competent


    صالح


  • خوب

  • respectable


    قابل احترام

  • agreeable


    قابل قبول


  • میانگین

antonyms - متضاد

  • unacceptable


    غیر قابل قبول

  • unsatisfactory


    نامطلوب

  • unsuitable


    نامناسب

  • disturbing


    مزاحم

  • dissatisfactory


    نارضایتی

  • disagreeable


    نامطلوب

  • disappointing


    ناامید کننده

  • pathetic


    تأسفبار - رقت انگیز

  • unrespectable


    غیر قابل احترام

  • improper


    نامناسب

  • intolerable


    غير قابل تحمل

  • obnoxious


    ناراحت کننده - شدیدا ناخوشایند


  • بد

  • condemnable


    محکوم

  • exceptionable


    استثنایی