word - لغت

accession || الحاق

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

əkˈseʃ.ən

UK :

əkˈseʃ.ən

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [accession] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accession] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accession] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accession] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accession] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • 1926 was the year of Emperor Hirohito`s accession to the throne.


    سال 1926 سال به سلطنت رسیدن امپراتور هیروهیتو بود.

  • Poland`s accession to the EU


    الحاق لهستان به اتحادیه اروپا

synonyms - مترادف


  • توافق

  • assent


    موافقت

  • acceptance


    پذیرش - پذیرفته شدن

  • consent


    رضایت

  • accedence


    الحاق

  • accord


    توافق

  • compliance


    انطباق

  • concurrence


    توافق

  • acquiescence


    رضایت

  • acceptance of


    پذیرش از

  • acquiescence in


    رضایت در

  • concurrence with


    همزمانی با

  • compliance with


    انطباق با

  • endorsement of


    تایید از


  • به رسمیت شناختن

antonyms - متضاد


  • کاهش می یابد

  • disagreement


    اختلاف نظر


  • اختلاف نظر


  • سقوط

  • repudiation


    انکار


  • نزول کردن

  • diminishment


    کاهش

  • downturn


    رکود


  • رها کردن

  • deterioration


    زوال

  • dip


    شیب

  • downfall


    سقوط

  • slump


    سقوط

  • lessening


    کاهش


  • تصادف در