word - لغت

acclimatized || سازگار شده است

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈklaɪ.mə.taɪz

UK :

əˈklaɪ.mə.t̬aɪz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [acclimatized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acclimatized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acclimatized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acclimatized] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acclimatized] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • adapted


    سازگار


  • استفاده شده

  • accustomed


    عادت کرده

  • adjusted


    تنظیم شده

  • familiarisedUK


    آشنا شده انگلستان

  • familiarizedUS


    آشنا ایالات متحده

  • orientated


    جهت گیری

  • oriented


    جهت دار

  • seasoned


    چاشنی شده

  • acclimated


    سازگار

  • acculturated


    فرهنگی شده

  • accultured


    با فرهنگ

  • inured


    بیمه شده است

  • hardened


    سخت شده

  • habituated


    عادت کرده

antonyms - متضاد

  • unaccustomed


    غیرعادی

  • unfamiliar


    نا آشنا

  • unused to


    استفاده نشده به


  • جدید

  • unacquainted


    ناآشنا

  • unversed


    بی سواد

  • unused


    استفاده نشده

  • averse


    مخالفت

  • not prepared


    آماده نشده است


  • استفاده نشده

  • not versed in


    بلد نیست

  • uninitiated


    بدون دانش پیشین خاصی

  • unconversant


    ناآگاه

  • unwonted


    ناخواسته

  • disinclined


    بی میلی