word - لغت

accretive || افزایش دهنده

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

əˈkriːtɪv

UK :

N/A

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [accretive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accretive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accretive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accretive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [accretive] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • conglomerative


    ترکیبی

  • incremental


    افزایشی

  • accumulative


    تجمعی

  • additive


    افزودنی

  • cumulative


    انباشته


  • افزایش می یابد


  • در حال رشد

  • progressive


    ترقی خواه

  • mounting


    نصب

  • amassing


    انباشته کردن

  • gradual


    تدریجی

  • rising


    رو به افزایش

  • piling up


    انباشته شدن

  • intensifying


    تشدید کننده

  • advancing


    پیشبرد

antonyms - متضاد

  • corrosive


    خورنده

  • erosive


    فرسایشی

  • decreasing


    در حال کاهش

  • diminishing


    کاهش می یابد

  • subtracting


    تفریق

  • subtractive


    کاهشی

  • declining


    رو به کاهش است

  • dwindling


    رو به کاهش است

  • falling


    افتادن

  • subsiding


    فروکش می کند

  • reducing


    کاهش می دهد

  • shrinking


    کوچک شدن

  • lessening


    کاهش