word - لغت

acquired || به دست آورد

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈkwaɪər

UK :

əˈkwaɪɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [acquired] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acquired] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acquired] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acquired] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acquired] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • gained


    به دست آورد

  • obtained


    به دست آمده

  • secured


    امن شده است

  • earned


    به دست آورده

  • gathered


    جمع آوری کرد

  • realisedUK


    واقع در انگلستان

  • realizedUS


    متوجه آمریکا شد

  • attained


    به دست آورد

  • collected


    جمع آوری شده

  • seized


    کشف و ضبط

  • won


    برنده شد

  • assimilated


    جذب شده است

  • captured


    اسیر

  • accomplished


    انجام شد

  • reached


    رسیده است

antonyms - متضاد

  • innate


    ذاتی

  • deprived


    محروم

  • forfeited


    از دست رفته


  • گمشده

  • inherent


    ذاتی


  • طبیعی

  • inborn


    ذاتی

  • intrinsic


    ذاتی


  • بومی

  • ingrained


    ریشه دار


  • ضروری است

  • inbred


    همخون


  • مشروطه


  • اساسی

  • congenital


    مادرزادی