word - لغت

acrimonious || تندخو

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˌæk.rɪˈməʊ.ni.əs

UK :

ˌæk.rəˈmoʊ.ni.əs

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [acrimonious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acrimonious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acrimonious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acrimonious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acrimonious] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [acrimonious] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • تیز

  • caustic


    سوزاننده

  • cutting


    برش دادن

  • harsh


    خشن

  • biting


    گاز گرفتن

  • sarcastic


    طعنه آمیز

  • mordant


    مرده

  • scathing


    کوبنده


  • شدید

  • trenchant


    ترانشه

  • vitriolic


    شیشه ای

  • acidulous


    اسیدی

  • malicious


    مخرب

  • nasty


    زننده

  • spiteful


    کینه توز

antonyms - متضاد

  • gentle


    ملایم


  • نوع

  • kindly


    محبت آمیز

  • benign


    خوش خیم

  • caring


    مراقبت

  • compassionate


    دلسوز

  • pleasant


    دلپذیر

  • affectionate


    محبت آمیز

  • amicable


    دوستانه


  • مهربان


  • خوشحال


  • خوب

  • peaceable


    صلح آمیز


  • حساس


  • گرم