word - لغت

actinium || اکتینیم

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ækˈtɪn.i.əm

UK :

ækˈtɪn.i.əm

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [actinium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actinium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actinium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actinium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actinium] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • Thorium decays into a radium isotope. and then into actinium. which has a 10-day half-life.


    توریم به ایزوتوپ رادیوم تجزیه می شود. و سپس به اکتینیوم. که نیمه عمر 10 روزه دارد.

  • Projected future needs for actinium and bismuth are high.


    نیازهای آینده پیش بینی شده برای اکتینیم و بیسموت زیاد است.


  • فرآیندهای جایگزین مختلفی برای ساخت اکتینیم پیشنهاد شده است.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد