word - لغت

actual || واقعی

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈæk.tʃu.əl

UK :

ˈæk.tʃu.əl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [actual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actual] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [actual] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • واقعی

  • genuine


    اصل


  • درست است، واقعی

  • authentic


    معتبر

  • confirmed


    تایید شده

  • verified


    تایید شده است

  • definite


    قطعی

  • existent


    موجود

  • factual


    واقعی

  • attested


    گواهی شده است


  • تاثير گذار


  • سخت


  • قابل توجه

  • undeniable


    غیر قابل انکار


  • روشن

antonyms - متضاد

  • hypothetical


    فرضی

  • theoretical


    نظری

  • conjectural


    حدسی

  • fictitious


    ساختگی

  • imagined


    تصور کرد


  • پتانسیل

  • assumed


    فرض


  • ممکن است

  • suppositional


    فرضی

  • theoretic


    نظری

  • concocted


    ساختگی

  • inexistent


    موجود نیست

  • nonexistent


    وجود ندارد

  • putative


    فرضی

  • speculative


    نظری