word - لغت

adapting || سازگار بودن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈdæpt

UK :

əˈdæpt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [adapting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adapting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adapting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adapting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adapting] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • تنظیم

  • adaptation


    انطباق

  • acclimatisationUK


    سازگاری انگلستان

  • acclimatizationUS


    سازگاری ایالات متحده

  • accommodation


    محل اقامت

  • acclimation


    سازگاری

  • familiarisationUK


    آشنایی انگلستان

  • familiarizationUS


    آشنایی ایالات متحده

  • acculturation


    فرهنگ پذیری

  • habituation


    عادت کردن

  • conformation


    ترکیب

  • inurement


    تامین

  • naturalisationUK


    تابعیت انگلستان

  • naturalizationUS


    تابعیت ایالات متحده

  • assimilation


    ادغام

antonyms - متضاد

  • rebelling


    شورش

  • resisting


    مقاومت کردن

  • bucking


    کوبیدن

  • defying


    سرپیچی

  • opposing


    مخالف

  • neglecting


    بی توجهی

  • objecting


    مخالفت می کند

  • refusing


    امتناع می کند

  • rejecting


    رد کردن


  • زد و خورد

  • breaking with


    شکستن با

  • disagreeing with


    مخالفت با

  • turning against


    تبدیل شدن به

  • preserving


    حفظ کردن

  • continuing


    ادامه دارد