word - لغت

admirable || قابل تحسین

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈæd.mər.ə.bəl

UK :

ˈæd.mɪ.rə.bəl

US :

family - خانواده

[['admiration' 'admirer' 'admired' 'admiring' 'admire' 'admiringly'] ['تحسین' 'ستایشگر' 'تحسین شده است' 'تحسین کردن' 'تحسین' 'با تحسین']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [admirable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admirable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admirable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admirable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admirable] در گوگل

description - توضیح

  • deserving respect or approval.


    شایسته احترام یا تایید

example - مثال

  • I think you showed admirable tact/restraint/self-control in your answer.


    فکر می کنم در پاسخ خود درایت / خویشتن داری / خودکنترلی قابل تحسین از خود نشان دادید.

  • The police did an admirable job in keeping the fans calm.


    پلیس در حفظ آرامش هواداران کار قابل تحسینی انجام داد.

synonyms - مترادف


  • عالی


  • فوق العاده


  • عالی

  • marvellousUK


    شگفت انگیز انگلستان

  • superb


    عالی


  • خوب


  • بزرگ

  • magnificent


    باشکوه

  • splendid


    عالی

  • stellar


    ستاره ای

  • exceptional


    استثنایی


  • درخشان

  • marvelousUS


    شگفت انگیز ایالات متحده

  • outstanding


    برجسته

  • supreme


    عالی

antonyms - متضاد

  • shameful


    شرم آور

  • disgraceful


    شرم آور

  • dishonourableUK


    بی شرف انگلستان

  • reprehensible


    سزاوار سرزنش

  • appalling


    مخوف

  • discreditable


    بی اعتبار

  • shocking


    تکان دهنده

  • contemptible


    حقیر

  • deplorable


    اسفناک

  • detestable


    نفرت انگیز


  • بد

  • disreputable


    بی اعتبار

  • immodest


    بی حیا

  • inexcusable


    غیر قابل توجیه

  • nefarious


    نابکار