word - لغت

admiringly || با تحسین

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

ədˈmaɪə.rɪŋ.li

UK :

ədˈmaɪr.ɪŋ.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [admiringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admiringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admiringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admiringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [admiringly] در گوگل

description - توضیح

  • in a way that shows admiration.


    به گونه ای که تحسین را نشان می دهد.

example - مثال

  • Churchill wrote admiringly of Lincoln.


    چرچیل با تحسین از لینکلن نوشت.

  • The novel tends to be described. not always admiringly. as old-fashioned.


    رمان تمایل به توصیف دارد. نه همیشه با تحسین به عنوان قدیمی

  • He wrote admiringly of the African distance runner work ethic.


    او با تحسین از اخلاق کاری دونده مسافت آفریقایی نوشت.

synonyms - مترادف

  • approvingly


    با تایید

  • appreciatively


    با قدردانی

  • positively


    مثبت

  • favourablyUK


    مطلوب انگلستان

  • favorablyUS


    مطلوب ایالات متحده

  • complimentarily


    به صورت رایگان

  • laudatorily


    با ستایش

  • flatteringly


    چاپلوسانه

  • goodly


    خوب

  • congratulatorily


    تبریک می گویم

  • friendlily


    دوستانه

  • glowingly


    درخشان

  • enthusiastically


    با اشتیاق

  • praisefully


    با ستایش

  • sympathetically


    دلسوزانه

antonyms - متضاد

  • adversely


    منفی

  • disapprovingly


    با مخالفت

  • negatively


    منفی

  • unfavourablyUK


    به طور نامطلوب انگلستان

  • unfavorablyUS


    به طور نامطلوب ایالات متحده

  • derogatorily


    تحقیرآمیز

  • disparagingly


    تحقیرآمیز

  • critically


    انتقادی

  • degradingly


    به طرز تحقیرآمیزی

  • pejoratively


    تحقیر آمیز

  • scornfully


    با تمسخر

  • disdainfully


    با تحقیر

  • deprecatorily


    به طرز ناپسندی

  • slightingly


    به طور جزئی

  • deprecatingly


    به طرز تحقیرآمیزی