ترجمه
حذف

adolescent

نوجوان

noun

اسم

UK : ˌæd.əˈles.ənt

US : ˌæd.əˈles.ənt

google image of adolescent

adolescent image / تصویر
adolescent image / تصویر
adolescent image / تصویر
adolescent image / تصویر
adolescent image / تصویر

Description of adolescent

SENTENCE of adolescent

  • opposite of

  • adult

  • بالغ

  • grown-up

  • بزرگ شده

  • mature

  • بالغ

  • matured

  • بالغ شده است

  • infant

  • نوزاد

  • full-blown

  • تمام عیار

  • full-grown

  • بالغ

  • ripe

  • رسیده

  • ripened

  • رسیده

  • fully-grown

  • به طور کامل رشد کرده

  • fully grown

  • به طور کامل رشد کرده

  • fully fledged

  • تمام عیار

  • experienced

  • با تجربه

  • old

  • قدیمی

  • older

  • مسن تر

  • synonyms of

  • young

  • جوان

  • juvenile

  • نوجوان

  • youthful

  • جوان

  • immature

  • نابالغ

  • teenage

  • نوجوان

  • growing

  • رو به رشد

  • junior

  • جوان

  • pubescent

  • نابالغ

  • teen

  • نوجوان

  • boyish

  • پسرانه

  • childish

  • کودکانه

  • teenaged

  • نوجوان

  • youngish

  • جوان

  • girlish

  • دخترانه

  • undeveloped

  • توسعه نیافته

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی