word - لغت

adoringly || عاشقانه

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

əˈdɔː.rɪŋ.li

UK :

əˈdɔːr.ɪŋ.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [adoringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adoringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adoringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adoringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adoringly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adoringly] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • The couple gazed adoringly at each other.


    زن و شوهر با محبت به یکدیگر خیره شدند.

  • I`m a daddy`s girl. she says of her father. adoringly.


    من دختر بابام از پدرش می گوید عاشقانه

  • She stands by her husband`s side as he gives speeches. smiling adoringly.


    او هنگام سخنرانی در کنار همسرش می ایستد. لبخند محبت آمیز

synonyms - مترادف

  • lovingly


    عاشقانه

  • affectionately


    با محبت

  • fondly


    با محبت

  • warmly


    به گرمی

  • devotedly


    فداکارانه

  • ardently


    مشتاقانه

  • dotingly


    با دلسوزی

  • earnestly


    با جدیت

  • passionately


    پرشور

  • reverently


    با احترام

  • appreciatively


    با قدردانی

  • admiringly


    با تحسین

  • respectfully


    با احترام

  • endearingly


    دوست داشتنی

  • loyally


    وفادارانه

antonyms - متضاد

  • disdainfully


    با تحقیر

  • derisively


    به تمسخر

  • disapprovingly


    با مخالفت

  • disrespectfully


    بی احترامی

  • condescendingly


    با اغماض

  • contemptuously


    تحقیرآمیز

  • scornfully


    با تمسخر

  • unfavorablyUS


    به طور نامطلوب ایالات متحده

  • unfavourablyUK


    به طور نامطلوب انگلستان

  • unkindly


    نامهربانانه

  • unsympathetically


    غیر دلسوزانه

  • harshly


    به شدت

  • mockingly


    با تمسخر

  • unpleasantly


    ناخوشایند

  • disagreeably


    به طور ناسازگاری