word - لغت

adulation || تحسین

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˌædʒ.əˈleɪ.ʃən

UK :

ˌædʒ.əˈleɪ.ʃən

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [adulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulation] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulation] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • As a born performer. she loves the excitement and she loves the adulation.


    به عنوان یک مجری متولد شده. او عاشق هیجان است و او عاشق تحسین است.

  • He couldn’t deal with the adulation of his fans.


    او نمی توانست با تحسین طرفدارانش کنار بیاید.

synonyms - مترادف

  • worship


    عبادت

  • idolization


    بت سازی

  • admiration


    تحسین


  • توجه

  • admiring


    تحسین کردن

  • adoration


    پرستش

  • exaltation


    تعالی

  • glorification


    تجلیل

  • hero-worship


    قهرمان پرستی

  • idolisingUK


    idolisingUK

  • idolizingUS


    بت سازی آمریکا

  • lionisationUK


    lionisationUK

  • lionizationUS


    lionizationUS

  • lionisingUK


    lionisingUK

  • lionizingUS


    lionizingUS

antonyms - متضاد


  • سو استفاده کردن

  • calumniation


    تهمت زدن

  • censure


    انتقاد

  • condemnation


    محکومیت

  • disparagement


    تحقیر

  • revilement


    دشنام دادن

  • ridicule


    تمسخر

  • vilification


    توهین

  • vituperation


    زنده شدن


  • انتقاد

  • mockery


    تمسخر

  • derision


    تمسخر

  • scorn


    تمسخر

  • contempt


    تحقیر

  • teasing


    اذیت کردن