word - لغت

adulatory || خیانت آمیز

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˌædʒ.əˈleɪ.tər.i

UK :

ˈædʒ.əl.ə.tɔːr.i

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [adulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adulatory] در گوگل

description - توضیح

  • showing great admiration or praise for someone. especially when it is more than is deserved.


    نشان دادن تحسین یا تمجید زیاد برای کسی. مخصوصاً زمانی که بیش از حد شایسته باشد.

example - مثال

  • The crowd at Friday`s rally was adulatory.


    جمعیت حاضر در راهپیمایی روز جمعه فحاشی کردند.

  • After a parade of adulatory speeches from committee members. he fielded questions.


    پس از رژه سخنرانی های تحسین آمیز اعضای کمیته. او سوالاتی را مطرح کرد.

  • He is less than adulatory of the Smithsonian Institute.


    او کمتر از مؤسسه اسمیتسونیان تحسین می کند.

synonyms - مترادف

  • complimentary


    تعارفی

  • laudatory


    ستایش آمیز

  • commendatory


    ستودنی

  • approving


    تایید کردن

  • glowing


    درخشان

  • congratulatory


    تبریک می گویم

  • applauding


    کف زدن

  • enthusiastic


    مشتاق

  • sympathetic


    دلسوز

  • flattering


    چاپلوس

  • admiring


    تحسین کردن

  • panegyrical


    پانژیکال

  • laudative


    ستودنی

  • appreciative


    قدردان

  • favorableUS


    مطلوب ایالات متحده

antonyms - متضاد

  • disparaging


    تحقیر کننده

  • unflattering


    ناخوشایند

  • contemptuous


    تحقیرآمیز

  • slighting


    کوچک کردن

  • derogatory


    تحقیر کننده

  • scornful


    تمسخر آمیز

  • belittling


    تحقیر کردن


  • بحرانی

  • deprecatory


    تحقیر کننده

  • insulting


    توهین آمیز

  • disdainful


    تحقیر کننده

  • abusive


    بد لحن

  • scathing


    کوبنده


  • توهین آمیز

  • derisive


    تمسخر آمیز