word - لغت

adventurous || پرماجرا

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ədˈven.tʃər.əs

UK :

ədˈven.tʃɚ.əs

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [adventurous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adventurous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adventurous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adventurous] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [adventurous] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • daring


    شجاعانه

  • bold


    پررنگ

  • audacious


    جسور

  • brave


    شجاع

  • courageous


    شجاع

  • venturesome


    جسور

  • gutsy


    جسور

  • fearless


    بی باک

  • intrepid


    بی باک

  • enterprising


    مبتکرانه

  • valiant


    شجاع

  • dauntless


    سرانداز

  • heroic


    قهرمانانه

  • daredevil


    جسور

  • adventuresome


    ماجراجویی

antonyms - متضاد

  • unadventurous


    غیر ماجراجویانه

  • cautious


    محتاط

  • unenterprising


    غیر سازمانی


  • مراقب باشید

  • chary


    کری

  • circumspect


    محتاطانه

  • hesitant


    مردد، دودل

  • prudent


    محتاط، معقول


  • بی خطر

  • tentative


    آزمایشی

  • timid


    ترسو

  • timorous


    ترسناک

  • wary


    محتاط

  • cowardly


    بزدل

  • fearful


    ترسناک