word - لغت

aesthetics || زیبایی شناسی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

esˈθet̬·ɪks

UK :

N/A

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [aesthetics] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aesthetics] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aesthetics] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aesthetics] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aesthetics] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • attractiveness


    جذابیت


  • زیبایی

  • loveliness


    دوست داشتنی بودن

  • prettiness


    زیبایی

  • gorgeousness


    زرق و برق

  • comeliness


    زیبایی

  • fairness


    انصاف

  • handsomeness


    خوش تیپی

  • sightliness


    دیدنی بودن

  • beauteousness


    زیبایی

  • looks


    به نظر می رسد

  • beautifulness


    زیبایی

  • cuteness


    ناز

  • estheticsUS


    estheticsUS

  • good looks


    ظاهر خوب

antonyms - متضاد

  • homeliness


    خانه داری

  • plainness


    ساده بودن

  • grotesqueness


    گروتسک بودن

  • hideousness


    شنیع

  • ugliness


    زشتی

  • unattractiveness


    عدم جذابیت

  • unbecomingness


    ناشایستگی

  • unloveliness


    بی عشقی

  • unsightliness


    نامناسب بودن

  • impropriety


    ناشایستگی

  • indecency


    بی حیایی

  • incorrectness


    نادرستی

  • unseemliness


    نامناسب بودن

  • inappropriateness


    نامناسب بودن

  • indecorum


    بی نزاکتی