agendas

base info - اطلاعات اولیه

agendas - دستور کارها

N/A - N/A

əˈdʒen.də

UK :

əˈdʒen.də

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agendas] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There were several important items on the agenda.


    چند مورد مهم در دستور کار بود.

  • The question of security is high on the agenda for this afternoon's meeting.


    موضوع امنیت در دستور کار جلسه بعد از ظهر امروز قرار دارد.

  • Women's rights have been put back on the agenda (= are being discussed publicly again).


    حقوق زنان دوباره در دستور کار قرار گرفته است (= دوباره به صورت علنی مورد بحث قرار می گیرد).

  • The subject of safety needs to be placed high on/at the top of the agenda (= must be discussed because it is very important).


    موضوع ایمنی باید در بالاترین نقطه / در بالای دستور کار قرار گیرد (= باید مورد بحث قرار گیرد زیرا بسیار مهم است).

  • Education was placed firmly on the political agenda in the prime minister's weekend speech.


    در سخنرانی آخر هفته نخست وزیر آموزش و پرورش به شدت در دستور کار سیاسی قرار گرفت.

  • She felt that some of the group had an agenda.


    او احساس می کرد که برخی از گروه دستور کار دارند.

  • There's no hidden agenda - I'm just trying to help.


    هیچ دستور کار پنهانی وجود ندارد - من فقط سعی می کنم کمک کنم.

  • Among the items on the agenda were next year’s budget and raising the membership dues.


    از جمله مواردی که در دستور کار قرار گرفت، بودجه سال آینده و افزایش حق عضویت بود.

  • Finding a job is at the top of my agenda.


    پیدا کردن کار در راس برنامه های من است.

  • She has a political agenda.


    او یک برنامه سیاسی دارد.

  • Agendas change with the times, as every CEO knows.


    همانطور که هر مدیر عاملی می داند دستور کار با زمان تغییر می کند.


  • برنامه زیست محیطی سناتور برای تولیدکنندگان انرژی سنتی منفی است، اما برای تولیدکنندگان انرژی جایگزین مثبت است.

  • The plight of poorer countries is high on the WTO's agenda.


    مشکلات کشورهای فقیرتر در دستور کار سازمان تجارت جهانی قرار دارد.

  • Like any businessman he has an agenda and that should not be forgotten.


    او مانند هر تاجری دستور کار دارد و این را نباید فراموش کرد.

  • Company directors are attempting to lay out an agenda for reducing future financial risks.


    مدیران شرکت در تلاشند تا برنامه ای برای کاهش ریسک های مالی آینده ترسیم کنند.

  • I strongly suspect that the author has a hidden agenda.


    من به شدت مشکوک هستم که نویسنده یک برنامه پنهان دارد.

  • If you don't have a structured agenda people will bring up side issues that aren't relevant to solving the problem.


    اگر دستور کار ساختاریافته ای نداشته باشید، افراد مسائل جانبی را مطرح می کنند که به حل مشکل مربوط نمی شود.

  • The next item on the agenda is a special report from the Advisory Committee.


    موضوع بعدی در دستور کار گزارش ویژه کمیته مشورتی است.

  • At a meeting of finance ministers in St Petersburg, security of energy supply was at the top of the agenda.


    در نشست وزرای دارایی در سن پترزبورگ، امنیت تامین انرژی در راس دستور کار قرار گرفت.

synonyms - مترادف
  • schedules


    برنامه

  • programsUS


    برنامه های ایالات متحده

  • programmesUK


    برنامه های انگلستان

  • inventories


    موجودی ها

  • itineraries


    برنامه های سفر

  • lists


    لیست ها

  • worklists


    لیست های کاری


  • کارت

  • checklists


    چک لیست ها

  • plans


    برنامه ها

  • syllabi


    برنامه های درسی

  • bills


    صورتحساب

  • catalogsUS


    کاتالوگهای ایالات متحده

  • cataloguesUK


    کاتالوگ انگلستان

  • dockets


    مدارک

  • lineups


    ترکیب ها

  • listings


    یادداشت ها

  • memos


    نمای کلی

  • outlines


    جداول

  • tables


    منوها

  • menus


    سوابق

  • records


    ثبت می کند

  • registers


    ثبت ها

  • registries


    طرحواره

  • schemata


    طرح ها

  • schemes


    نمودار

  • charts


    دایرکتوری ها

  • directories


    رول ها

  • rolls


    ترکیب بندی ها

  • line-ups


    لیست کارها

  • to-do lists


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

abidingly

لغت پیشنهادی

recovery

لغت پیشنهادی

underground