word - لغت

aggrandizement || بزرگنمایی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

əˈɡræn.dɪz.mənt

UK :

əˈɡræn.dɪz.mənt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [aggrandizement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aggrandizement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aggrandizement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aggrandizement] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aggrandizement] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • boasting


    فخر فروشی

  • braggadocio


    braggadocio

  • embellishment


    آراستگی

  • exaggeration


    اغراق

  • overstatement


    اغراق

  • puffery


    پف کرده

  • elevation


    ارتفاع

  • ennoblement


    شرافت بخشیدن

  • exaltation


    تعالی

  • glorification


    تجلیل

  • tribute


    احترام

  • aggrandization


    بزرگنمایی

  • praising


    ستایش کردن

  • aggrandisementUK


    بزرگنمایی انگلستان

  • apotheosis


    آپوتئوز

antonyms - متضاد

  • understatement


    کم بیان کردن

  • meiosis


    میوز

  • restraint


    خویشتن داری - خودداری - پرهیز

  • antisensationalism


    ضد حسگرایی

  • understatedness


    کم بیانی

  • restrained statement


    بیانیه ممتنع

  • underestimation


    دست کم گرفتن

  • underplaying


    کم بازی کردن

  • trivialization


    بی اهمیت جلوه دادن

  • litotes


    litotes

  • deflation


    کاهش تورم

  • deterioration


    زوال

  • compression


    فشرده سازی


  • کاهش می یابد


  • نزول کردن