word - لغت

agreeing || موافق

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈɡriː

UK :

əˈɡriː

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [agreeing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agreeing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agreeing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agreeing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [agreeing] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • congruent


    متجانس


  • در کنسرت

  • in unison


    به صورت هماهنگ

  • affirmative


    مثبت

  • approving


    تایید کردن


  • مثبت

  • corroborative


    تاییدی

  • encouraging


    دلگرم کننده

  • favourableUK


    مطلوب انگلستان

  • assenting


    موافقت

  • supportive


    حمایت کننده

  • concurring


    موافق

  • consenting


    رضایت دادن

  • confirming


    تایید می کند

  • acknowledging


    تصدیق کردن

antonyms - متضاد

  • dissenting


    مخالف


  • منفی

  • denying


    انکار کردن

  • disagreeing


    مخالفت کردن

  • disapproving


    عدم تایید

  • negating


    نفی کردن

  • conflicting


    متناقض

  • contradictory


    متناقض

  • incongruous


    ناهمخوان

  • opposing


    مخالف

  • incompatible


    ناسازگار

  • incongruous


    ناهمخوان

  • inconsistent


    ناسازگار

  • conflicting


    متناقض

  • conflictive


    متعارض