aided
aided - کمک کرد
N/A - N/A
UK :
US :
پروژههای عظیمی که برای کمک به کشورهای فقیرتر طراحی شدهاند، گاهی اوقات میتوانند بیش از آنکه فایده داشته باشند، ضرر داشته باشند.
بهانه او برای نوشیدن براندی این است که گفته می شود به هضم غذا کمک می کند.
سه حسابرس متهم به کمک و مشارکت با افراد متهم به کلاهبرداری شدند.
supported
پشتیبانی
assisted
کمک کرد
abetted
تشویق شده است
helped
حمایت شده است
sponsored
تامین مالی شده است
financed
تایید شده است
endorsed
تقویت شده است
bolstered
حمایت کرد
advocated
مورد علاقه ایالات متحده
favoredUS
مورد علاقه انگلستان
favouredUK
پذیرفته شده است
underwritten
سرمایه گذاری شده است
backed
بیشتر شد
bankrolled
ارتقاء یافت
furthered
پرورش داده شد
promoted
قهرمان شد
fostered
فرستاده شد
championed
تشویق شد
seconded
تقویت شده
encouraged
تکیه زده
boosted
ساخته شده
propped
افزوده شده است
built-up
augmented
reinforced
unassisted
بدون کمک
lone
تنها
solo
انفرادی
unaided
