ترجمه
حذف

align

تراز کردن

verb

فعل

UK : əˈlaɪn

US : əˈlaɪn

google image of align

align image / تصویر
align image / تصویر
align image / تصویر
align image / تصویر
align image / تصویر
align image / تصویر

Description of align

SENTENCE of align

  • opposite of

  • disarranges

  • به هم می ریزد

  • disorders

  • اختلالات

  • disorganizes

  • سازماندهی می کند

  • disturbs

  • مزاحم می شود

  • dishevels

  • ظروف

  • jumbles

  • به هم ریخته است

  • displaces

  • جابجا می کند

  • scatters

  • پراکنده می کند

  • shuffles

  • به هم زدن

  • unsettles

  • آشفته می کند

  • ruffles

  • رفلکس

  • messes

  • آشفتگی

  • tousles

  • گیسوان

  • scrambles

  • درهم می زند

  • musses

  • musses

  • synonyms of

  • ranges

  • محدوده ها

  • orients

  • جهت گیری می کند

  • arranges

  • ترتیب می دهد

  • arrays

  • آرایه ها

  • orders

  • سفارشات

  • places

  • مکان ها

  • positions

  • موقعیت ها

  • assembles

  • مونتاژ می کند

  • coordinates

  • مختصات

  • disposes

  • دفع می کند

  • files

  • فایل ها

  • forms

  • تشکیل می دهد

  • marshalsUK

  • مارشال های انگلستان

  • sets

  • مجموعه ها

  • situates

  • واقع می شود

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی