word - لغت

aloofness || دوری

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

əˈluːf.nəs

UK :

əˈluːf.nəs

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [aloofness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aloofness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aloofness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aloofness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aloofness] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • He’d developed a reputation for arrogance and aloofness.


    او به غرور و گوشه گیری شهرت پیدا کرده بود.

  • When he tells the story. there is an aloofness. as though it happened to someone else.


    وقتی ماجرا را تعریف می کند. دوری وجود دارد انگار برای دیگری اتفاق افتاده است

  • Is it aloofness or disinterest. or is she just shy?


    گوشه گیری است یا بی علاقگی. یا او فقط خجالتی است؟

synonyms - مترادف

  • coldness


    سردی


  • استقلال

  • loftiness


    بلندی

  • proudness


    غرور

  • remoteness


    دور بودن

  • reserve


    ذخیره

  • separateness


    جدایی

  • snootiness


    غمگینی

  • unapproachability


    غیر قابل دسترس بودن

  • unfriendliness


    غیر دوستانه

  • detachment


    کناره گیری


  • فاصله

  • indifference


    بی تفاوتی

  • standoffishness


    ایستادگی

  • withdrawnness


    کناره گیری

antonyms - متضاد

  • closeness


    نزدیکی

  • friendliness


    دوستی

  • sympathy


    ابراز همدردی

  • cordiality


    صمیمیت

  • affability


    مهربانی

  • geniality


    نبوغ

  • goodwill


    حسن نیت

  • kindness


    مهربانی

  • kindliness


    مهربانی

  • amiability


    دوستی


  • دوستی

  • benevolence


    خیرخواهی

  • pleasantness


    خوشایند

  • warmth


    گرما

  • sociability


    جامعه پذیری