word - لغت

ambient || محیط

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈæm.bi.ənt

UK :

ˈæm.bi.ənt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [ambient] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ambient] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ambient] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ambient] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ambient] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • ambient conditions/lighting/noise/temperature


    شرایط محیطی/روشنایی/نویز/دما

synonyms - مترادف


  • زمینه

  • surrounding


    اطراف

  • atmospheric


    جوی


  • به طور کلی

  • underlying


    اساسی


  • عمومی

  • overarching


    کلاهبرداری


  • در سراسر

  • circulating


    در حال گردش

  • circling


    حلقه زدن

  • moving


    در حال حرکت

  • rotating


    در حال چرخش

  • circulatory


    گردش خون


  • جاری

  • diffusive


    پراکنده

antonyms - متضاد

  • brightness


    روشنایی


  • سبک

  • motionless


    بی حرکت

  • stationary


    ثابت


  • هنوز