word - لغت

amenable || قابلیت

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

əˈmiː.nə.bəl

UK :

əˈmiː.nə.bəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [amenable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amenable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amenable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amenable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amenable] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • compliant


    سازگار

  • biddable


    قابل مناقصه

  • acquiescent


    رضایت بخش

  • obedient


    مطیع

  • responsive


    پاسخگو

  • accommodating


    انطباق دادن

  • agreeable


    قابل قبول

  • complaisant


    شاکی

  • conformable


    سازگار

  • law-abiding


    قانونمند

  • receptive


    پذیرا

  • cooperative


    تعاونی

  • forthcoming


    آینده

  • obliging


    الزام آور

  • tractable


    قابل تحمل

antonyms - متضاد

  • intractable


    رام نشدنی

  • recalcitrant


    سرکش

  • balky


    بی رنگ

  • contrary


    مخالف

  • contumacious


    ترسناک

  • defiant


    متعصب

  • disobedient


    نافرمان

  • froward


    بداخلاق

  • incompliant


    ناسازگار

  • insubordinate


    نافرجام

  • noncompliant


    ناسازگار

  • obstreperous


    مزاحم

  • rebel


    شورشی

  • rebellious


    سرکش

  • refractory


    نسوز