word - لغت

ammo || مهمات

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈæm.əʊ

UK :

ˈæm.oʊ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [ammo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ammo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ammo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ammo] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ammo] در گوگل

description - توضیح

  • informal forammunition .


    غیر رسمی برایمهمات .

example - مثال

synonyms - مترادف

  • shells


    پوسته ها

  • ammunition


    مهمات

  • bullets


    گلوله ها

  • missiles


    موشک ها

  • bombs


    بمب ها

  • grenades


    نارنجک

  • slugs


    راب ها

  • pellets


    گلوله ها


  • رهبری


  • شلیک کرد

  • armaments


    تسلیحات

  • explosives


    مواد منفجره

  • rounds


    دور

  • projectiles


    پرتابه ها

  • shots


    عکس ها

antonyms - متضاد

  • misinformation


    اطلاعات غلط

  • prevarication


    حرف دو پهلو

  • disinformation


    اطلاعات نادرست

  • misreport


    گزارش اشتباه


  • اطلاعات غلط

  • red herring


    شاه ماهی قرمز

  • misleading information


    اطلاعات گمراه کننده

  • fabrication


    ساخت


  • دروغ

  • falsity


    دروغ

  • falsification


    تحریف

  • fib


    فیب