word - لغت

amortize || مستهلک کردن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈmɔː.taɪz

UK :

æmˈɔːr.taɪz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [amortize] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amortize] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amortize] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amortize] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amortize] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • repay


    بازپرداخت

  • remunerate


    پاداش دادن


  • پرداخت کردن


  • پس دادن


  • پرداخت


  • حل کن


  • تمام و کمال پرداختن

  • pony up


    تسویه حساب

  • ante up


    قبل از

  • discharge


    تخلیه


  • ملاقات

  • liquidate


    انحلال


  • مربع


  • روشن

  • recompense


    پاداش

antonyms - متضاد

  • accrue


    تعلق می گیرد

  • repudiate


    رد کردن


  • اجرا کردن

  • accumulate


    انباشتن

  • amass


    جمع کردن

  • incur


    متحمل شدن


  • به دست آوردن


  • ساختن


  • جمع آوری کنید


  • ایجاد کردن


  • قرعه کشی

  • induce


    وادار کردن