word - لغت

amply || فراوان

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

ˈæm.pli

UK :

ˈæm.pli

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [amply] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amply] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amply] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amply] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [amply] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • به طور کامل

  • bountifully


    فضلا

  • generously


    سخاوتمندانه

  • lavishly


    با وقار

  • liberally


    آزادانه


  • خوب

  • unstintingly


    بی اختیار

  • abundantly


    به وفور

  • bounteously


    سخاوتمندانه

  • capaciously


    با ظرفیت


  • به صورت کامل

  • copiously


    فراوان

  • extensively


    به طور گسترده

  • freehandedly


    آزادانه

  • freeheartedly


    با دل آزاد

antonyms - متضاد

  • inadequately


    به طور ناکافی

  • insufficiently


    به اندازه کافی

  • parsimoniously


    با صرفه جویی

  • poorly


    ضعیف

  • sparsely


    به صورت پراکنده

  • stingily


    بخیل

  • thinly


    به صورت نازک

  • ungenerously


    سخاوتمندانه

  • illiberal


    غیر لیبرال

  • meagrely


    ناچیز

  • scantily


    به طور ناچیز

  • skimpily


    کم مصرف

  • incompletely


    به طور ناقص


  • بد

  • deficiently


    به طور ناقص