word - لغت

anaesthetizing || بیهوش کننده

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈniːs.θə.taɪz

UK :

əˈnes.θə.taɪz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [anaesthetizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anaesthetizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anaesthetizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anaesthetizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anaesthetizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anaesthetizing] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • drugging


    مصرف مواد مخدر

  • narcotizing


    مواد مخدر

  • medicating


    داروسازی

  • anesthetizingUS


    بیهوش کننده آمریکا

  • treating


    درمان

  • doping


    دوپینگ

  • dosing


    دوز

  • fixing


    تثبیت

  • hitting


    ضربه زدن

  • doping up


    دوپینگ

  • dosing up


    دوز کردن

  • giving drugs to


    دادن دارو به

  • giving opiates to


    دادن مواد افیونی به

  • administering a drug


    تجویز یک دارو

  • giving an anaesthetic to


    دادن داروی بی حسی به

antonyms - متضاد