word - لغت

anatomically || از نظر تشریحی

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

ˌæn.əˈtɒm.ɪ.kəl.i

UK :

ˌæn.əˈtɑː.mɪ.kəl.i

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [anatomically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anatomically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anatomically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anatomically] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [anatomically] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • Neanderthals were in some ways anatomically different from modern humans.


    نئاندرتال ها از جهاتی از نظر تشریحی با انسان های امروزی متفاوت بودند.

  • You can get a bicycle anatomically suited to your height and riding style.


    می‌توانید دوچرخه‌ای تهیه کنید که از نظر آناتومیکی متناسب با قد و سبک سواری شما باشد.


  • من قصد دارم در پرواز طولانی بعدی خود یکی از آن بالش های گردن با طراحی آناتومیک را بیاورم.

  • He creates bronze models of animals he finds anatomically exciting. like eagles. fruit bats. and frogs.


    او مدل‌های برنزی از حیوانات را می‌سازد که از نظر آناتومی هیجان‌انگیز هستند. مثل عقاب ها خفاش میوه و قورباغه ها

  • Tigers. lions. and other big cats are similar to the domestic cat. just anatomically bigger in size.


    ببرها شیرها و سایر گربه های بزرگ شبیه گربه های خانگی هستند. فقط از نظر آناتومیک اندازه بزرگتر است.

synonyms - مترادف

  • functionally


    عملا

  • materially


    از نظر مادی

  • structurally


    از نظر ساختاری

  • constructionally


    از نظر ساخت و ساز

  • constitutionally


    طبق قانون اساسی

  • organizationallyUS


    سازمانی ایالات متحده

  • tectonically


    از نظر تکتونیکی

  • configurationally


    به صورت پیکربندی

  • systemically


    به صورت سیستمی

  • formalistically


    به صورت رسمی

  • importantly


    مهم است

  • underlyingly


    به طور اساسی

  • formatively


    به صورت تکوینی

  • organically


    به صورت ارگانیک

  • fundamentally


    اساسا

antonyms - متضاد