word - لغت

andiron || آندرون

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈæn.daɪ.ən

UK :

ˈæn.daɪ.ɚn

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [andiron] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [andiron] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [andiron] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [andiron] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [andiron] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • Everything. from the andirons in the fireplace to the books on the table. was exactly as it would have been 50 years ago.


    همه چيز. از آندرون های شومینه گرفته تا کتاب های روی میز. دقیقاً مانند 50 سال پیش بود.


  • من یک حواصیل بزرگ در آهن فرفورژه را تحسین کردم که در مقابل جفت خود به عنوان آندرون در شومینه سنگی بزرگ ایستاده بود.

  • She is shown kneeling to polish an andiron in the mansion of a wealthy employer.


    او در حال زانو زدن برای صیقل دادن یک اندرون در عمارت یک کارفرمای ثروتمند نشان داده شده است.

  • Colourful paintings cover the walls. accentuated unexpectedly by an andiron or an American Indian rug.


    نقاشی های رنگارنگ دیوارها را پوشانده است. به طور غیرمنتظره ای با یک فرش آهنی یا سرخپوستی آمریکایی برجسته شده است.

  • The logs were propped up by large stones that served the purpose of andirons.


    کنده‌ها توسط سنگ‌های بزرگی که هدف آندرون‌ها را برآورده می‌کردند، نگه داشته می‌شدند.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد