word - لغت

angled || زاویه دار

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈæŋ.ɡəld

UK :

ˈæŋ.ɡəld

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [angled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angled] در گوگل

description - توضیح

  • not straight. or moving or positioned at an angle.


    مستقیم نیست یا در حال حرکت یا قرار گرفتن در یک زاویه.

example - مثال

  • Crossing the wet. angled deck of the ship was difficult.


    عبور از خیس. عرشه زاویه دار کشتی دشوار بود.

  • He deftly placed an angled header into the corner of the net.


    او به طرز ماهرانه ای یک ضربه سر زاویه دار را در گوشه دروازه قرار داد.

  • Solar panels are being installed on the angled roof.


    پنل های خورشیدی بر روی سقف زاویه دار نصب می شوند.

synonyms - مترادف

  • rectilinear


    مستطیل


  • مربع

  • ninety-degree


    نود درجه

  • right-angle


    زاویه راست

  • right-angled


    راست زاویه

  • 90-degree


    90 درجه

  • oblique


    مورب

  • slanting


    اریب

  • sloping


    شیب دار

  • inclined


    شیب دار

  • aslant


    کج کردن

  • leaning


    تکیه دادن

  • diagonal


    مورب

  • sideways


    به پهلو


  • در یک زاویه

antonyms - متضاد


  • مرحله


  • سر راست


  • زوج

  • upright


    عمودی

  • erect


    ایستاده

  • perpendicular


    عمود بر


  • مربع


  • درست است، واقعی

  • aligned


    هم راستا


  • در صف

  • straight-backed


    پشتی مستقیم


  • تخت

  • roman


    رومی

  • vertical


    عمودی

  • horizontal


    افقی