word - لغت

angling || ماهیگیری

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈæŋ.ɡlɪŋ

UK :

ˈæŋ.ɡlɪŋ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [angling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [angling] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • صید ماهی

  • casting


    ریخته گری

  • harpooning


    هارپون زدن

  • trawling


    ترال سواری

  • whaling


    صید نهنگ

  • spinning


    حال چرخش

  • fly-fishing


    پرواز ماهیگیری

  • piscary


    ماهیچه ای

  • trolling


    ترولینگ

  • freshwater fishing


    ماهیگیری در آبهای شیرین

  • catching fish


    ماهیگیری

  • tilt


    کج کردن


  • نکته


  • خم شدن


  • فهرست

antonyms - متضاد

  • anti-fishing


    ضد ماهیگیری

  • fish conservation


    حفاظت از ماهی


  • حفاظت از ماهی

  • marine conservation


    حفاظت از دریا

  • levelingUS


    تسطیح ایالات متحده

  • levellingUK


    سطح بندی انگلستان