word - لغت

annoy || آزار دادن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈnɔɪ

UK :

əˈnɔɪ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [annoy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [annoy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [annoy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [annoy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [annoy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [annoy] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • harasses


    آزار می دهد

  • aggravates


    تشدید می کند

  • antagonisesUK


    با انگلستان مخالفت می کند

  • antagonizesUS


    با ایالات متحده مخالفت می کند

  • bugs


    اشکالات

  • exasperates


    خشمگین می کند

  • galls


    گال ها

  • gets


    می شود

  • goads


    گودها

  • irks


    عصبانی می شود

  • irritates


    تحریک می کند

  • narks


    narks

  • nettles


    گزنه

  • peeves


    پیو می کند

  • pesters


    آزار دهنده ها

antonyms - متضاد

  • assuages


    آرامش می دهد

  • calms


    آرام می کند

  • comforts


    راحتی

  • consoles


    کنسول ها

  • eases


    آسان می کند

  • placates


    بشقاب ها

  • reassures


    اطمینان می دهد

  • appeases


    مماشات می کند

  • assures


    تضمین می کند

  • composes


    می سازد

  • controls


    کنترل ها

  • dulcifies


    دودل می کند

  • mollifies


    نرم می کند

  • pacifies


    آرام می کند

  • pleases


    خشنود است