word - لغت

antiquarianism || باستان گرایی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˌæn.tɪˈkweə.ri.ə.nɪ.zəm

UK :

ˌæn.t̬əˈkwer.i.ə.nɪ.zəm

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [antiquarianism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiquarianism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiquarianism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiquarianism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiquarianism] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • I really enjoy antiquarianism and finding something amazingly old that`s been hidden away.


    من واقعاً از عتیقه گرایی و یافتن چیزی شگفت انگیز قدیمی که پنهان شده است لذت می برم.

  • The early modern period of antiquarianism stimulated critical research into documents and archaeological remains.


    اوایل دوره مدرن باستان شناسی تحقیقات انتقادی در مورد اسناد و بقایای باستان شناسی را تحریک کرد.

  • In this age of cocktail antiquarianism. cocktail culture is constantly evolving.


    در این عصر باستان گرایی کوکتل. فرهنگ کوکتل به طور مداوم در حال تکامل است.

synonyms - مترادف

  • archaeology


    باستان شناسی

  • prehistory


    ماقبل تاریخ

  • excavation


    حفاری

  • paleohistory


    دیرینه تاریخ

  • paleology


    دیرینه شناسی

  • palaeontologyUK


    دیرینه شناسی انگلستان

  • paleontologyUS


    دیرینه شناسی ایالات متحده

  • protohistory


    تاریخچه اولیه

antonyms - متضاد