word - لغت

antiviral || ضد ویروس

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˌæn.tiˈvaɪə.rəl

UK :

ˌæn.t̬iˈvaɪ.rəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [antiviral] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiviral] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiviral] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiviral] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antiviral] در گوگل

description - توضیح


  • یک دارو یا درمان ضد ویروسی برای درمان عفونت یا بیماری ناشی از ویروس استفاده می شود.

  • an antiviral drug


    یک داروی ضد ویروسی

  • protecting against viruses that attack the body.


    محافظت در برابر ویروس هایی که به بدن حمله می کنند.

  • anti-virus


    ضد ویروس

example - مثال

  • an antiviral agent/drug


    یک عامل/دارو ضد ویروسی

  • Relenza is an antiviral drug produced by GlaxoSmithKline.


    Relenza یک داروی ضد ویروسی است که توسط GlaxoSmithKline تولید می شود.

synonyms - مترادف

  • medicated


    دارویی

  • analgesic


    ضد درد

  • antibacterial


    ضد باکتری

  • antiseptic


    ضد عفونی کننده

  • curative


    درمانی

  • medicinal


    دارویی

  • therapeutic


    درمانی

  • tonic


    مقوی

  • virostatic


    ویروس استاتیک

antonyms - متضاد