word - لغت

antonym || متضاد

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈæn.tə.nɪm

UK :

ˈæn.t̬ən.ɪm

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [antonym] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antonym] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antonym] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antonym] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [antonym] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • reverse


    معکوس


  • مقابل

  • contradiction


    تناقض

  • contrary


    مخالف

  • denial


    انکار

  • inverse


    معکوس

  • antithesis


    آنتی تز

  • rejection


    طرد شدن

  • repudiation


    انکار

  • disavowal


    انکار

  • converse


    صحبت کردن


  • غیبت

  • disclaimer


    سلب مسئولیت

  • disconfirmation


    عدم تایید

  • disallowance


    عدم اجازه

antonyms - متضاد


  • یکسان

  • synonym


    مترادف

  • aforementioned


    فوق الذکر

  • above-mentioned


    فوق الذکر


  • همان چیز

  • aforesaid


    پیش گفته شد

  • acknowledgementUK


    قدردانی انگلستان

  • acknowledgmentUS


    تصدیق ایالات متحده


  • پذیرش

  • avowal


    اقرار

  • confirmation


    تائیدیه

  • allowance


    کمک هزینه


  • تصویب


  • خوب


  • اجازه