word - لغت

aphorism || قصیده

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈæf.ə.rɪ.zəm

UK :

ˈæf.ɚ.ɪ.zəm

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [aphorism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aphorism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aphorism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aphorism] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [aphorism] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • maxim


    حداکثر

  • saying


    گفتن

  • adage


    ضرب المثل

  • proverb


    ضرب المثل

  • axiom


    اصل

  • saw


    اره

  • dictum


    دستور

  • precept


    دستور

  • motto


    شعار

  • epigram


    اپیگرام

  • gnome


    گنوم

  • truism


    حقیقت گرایی

  • byword


    با واژه

  • apothegm


    آخرالزمان

  • apophthegm


    آپوفتگم

antonyms - متضاد

  • absurdity


    پوچی

  • ambiguity


    گنگ

  • foolishness


    حماقت

  • nonsense


    مزخرف

  • paradox


    پارادوکس


  • عمل


  • فعالیت

  • execution


    اعدام

  • doing


    در حال انجام

  • implementation


    پیاده سازی


  • جنبش


  • کار کردن


  • کار کردن

  • enactment


    تصویب

  • carrying out


    انجام دادن