word - لغت

apportionment || تقسیم بندی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

əˈpɔːʃənmənt

UK :

/ˈwɒt.ʃər/

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [apportionment] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apportionment] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apportionment] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apportionment] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apportionment] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • allocation


    تخصیص


  • تقسیم

  • allotment


    تخصیص


  • توزیع

  • sharing


    اشتراک گذاری

  • dispensation


    معافیت

  • admeasurement


    اندازه گیری

  • assigning


    اختصاص دادن


  • وظیفه

  • disbursement


    پرداخت

  • dispensing


    توزیع

  • issuance


    صدور

  • ration


    جیره

  • appropriation


    تخصیص

  • parcelling out


    بسته بندی کردن

antonyms - متضاد

  • juncture


    نقطه اتصال

  • unity


    وحدت


  • کل

  • disorganizationUS


    بی سازمانی ایالات متحده

  • disorganisationUK


    سازماندهی بریتانیا


  • افزایش دادن


  • بدهی

  • totality


    کلیت

  • denial


    انکار

  • disfavourUK


    نارضایتی انگلستان

  • disfavorUS


    نارضایتی آمریکا

  • veto


    وتو


  • مجموعه

  • hoard


    احتکار

  • keeping


    نگه داشتن