word - لغت

apprehended || دستگیر شد

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˌæp.rɪˈhend

UK :

ˌæp.rəˈhend

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [apprehended] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apprehended] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apprehended] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apprehended] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [apprehended] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • confined


    محدود

  • incarcerated


    زندانی

  • imprisoned


    زندانی شده است

  • captive


    اسیر

  • gaoledUK


    gaoledUK

  • jailedUS


    jailedUS

  • interned


    داخل شده

  • captured


    اسیر

  • caught


    گرفتار

  • arrested


    دستگیر شد


  • پشت میله های زندان

  • detained


    بازداشت شده است

  • seized


    کشف و ضبط

  • held


    برگزار شد

  • restrained


    مهار شده

antonyms - متضاد


  • رایگان

  • released


    منتشر شد

  • freed


    آزاد شد

  • discharged


    مرخص شد

  • liberated


    آزاد شد

  • unconfined


    نامحدود

  • unrestricted


    نامحدود

  • unconstrained


    بدون محدودیت


  • شل


  • رها کردن


  • آزاد کردن


  • مستقل

  • uninterested


    بی علاقه

  • disillusioned


    سرخورده

  • unbound


    بی بند و بار