word - لغت

appropriating || اختصاص دادن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

əˈprəʊ.pri.eɪt

UK :

əˈproʊ.pri.eɪt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [appropriating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [appropriating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [appropriating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [appropriating] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [appropriating] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • getting


    گرفتن

  • acquiring


    بدست آوردن

  • obtaining


    بدست آوردن

  • coming by


    در حال آمدن


  • داشتن

  • coming into possession of


    در اختیار گرفتن

  • receiving


    دریافت

  • gaining


    به دست آوردن

  • earning


    درآمد

  • winning


    برنده شدن

  • coming into


    آمدن به

  • coming in for


    آمدن برای

  • taking possession of


    در اختیار گرفتن

  • taking receipt of


    گرفتن رسید

  • buying


    خریداری کردن

antonyms - متضاد

  • giving


    دادن


  • با توجه

  • ceding


    واگذاری

  • handing over


    تحویل دادن

  • relinquishing


    رها کردن

  • bequeathing


    وصیت کردن

  • dispensing


    توزیع

  • forfeiting


    از دست دادن

  • granting


    اعطا

  • handing


    تحویل دادن

  • offering


    ارائه

  • parting with


    فراق با

  • proffering


    ارائه

  • surrendering


    تسلیم شدن

  • yielding


    تسلیم شدن