word - لغت

approving || تایید کردن

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

əˈpruː.vɪŋ

UK :

əˈpruː.vɪŋ

US :

family - خانواده

[['approval' 'disapproval' 'disapproving' 'approved' 'approve' 'disapprove' 'disapprovingly'] ['تصویب' 'عدم تایید' 'عدم تایید' 'تایید شده' 'تایید' 'رد کردن' 'با مخالفت']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [approving] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [approving] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [approving] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [approving] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [approving] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • She gave him an approving smile.


    لبخند تایید آمیزی به او زد.

synonyms - مترادف

  • admiring


    تحسین کردن

  • appreciative


    قدردان

  • applauding


    کف زدن

  • commendatory


    ستودنی

  • favourableUK


    مطلوب انگلستان

  • respectful


    احترام

  • acclamatory


    تحسین برانگیز

  • appreciating


    قدردانی می کند

  • acclaiming


    تحسین برانگیز

  • approbatory


    استصوابی

  • commending


    ستایش کردن

  • complimentary


    تعارفی

  • congratulatory


    تبریک می گویم

  • esteeming


    ارجمند

  • favorableUS


    مطلوب ایالات متحده

antonyms - متضاد

  • adverse


    نامطلوب

  • depreciative


    مستهلک کننده

  • depreciatory


    مستهلک کننده

  • derogatory


    تحقیر کننده

  • disapproving


    عدم تایید

  • inappreciative


    ناقدر


  • منفی

  • unappreciative


    بی قدر

  • uncomplimentary


    بدون تعارف

  • unfavorableUS


    ایالات متحده نامطلوب

  • unfavourableUK


    نامطلوب انگلستان

  • unflattering


    ناخوشایند

  • unfriendly


    غیر دوستانه


  • بحرانی

  • disparaging


    تحقیر کننده