word - لغت

articulatory || مفصلی

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ɑːˈtɪk.jə.lə.tər.i

UK :

ɑːrˈtɪk.jə.lə.tɔːr.i

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [articulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [articulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [articulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [articulatory] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [articulatory] در گوگل

description - توضیح

  • relating to the pronouncing of speech sounds.


    مربوط به تلفظ صداهای گفتاری

example - مثال

  • The sound /s/ is produced in the front part of the articulatory apparatus.


    صدای /s/ در قسمت جلویی دستگاه مفصلی تولید می شود.

  • Articulatory development is delayed in hearing-impaired children.


    رشد گفتاری در کودکان کم شنوا به تأخیر می افتد.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد