word - لغت

artlessly || بی هنر

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

ˈɑːt.ləs.li

UK :

ˈɑːrt.ləs.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [artlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [artlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [artlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [artlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [artlessly] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • She`s a wizard with numbers and also artlessly articulate.


    او یک جادوگر با اعداد است و همچنین بدون هنر بیان می کند.

  • His architecture artlessly combines new and old without the slightest hint of irony.


    معماری او بی هنرانه جدید و قدیمی را بدون کوچکترین کنایه ای ترکیب می کند.

  • In this new book the writing seems artlessly conversational.


    در این کتاب جدید به نظر می‌رسد که نوشته‌ها بدون هنر محاوره‌ای هستند.

  • No one could deflate a person or idea more artlessly and devastatingly than Mrs Roosevelt.


    هیچ کس نمی تواند یک فرد یا ایده را بی هنرانه و ویرانگرتر از خانم روزولت از بین ببرد.

synonyms - مترادف

  • unpretentiously


    بی تکلف

  • unaffectedly


    بدون تاثیر


  • به طور طبیعی

  • ingenuously


    به طور هوشمندانه

  • sincerely


    خالصانه

  • guilelessly


    بی فریب

  • unfeignedly


    به طور غیرواقعی

  • naively


    ساده لوحانه

  • innocently


    بی گناه

  • honestly


    صادقانه

  • openly


    بی پرده

  • frankly


    رک و پوست کنده

  • candidly


    با صراحت

  • genuinely


    واقعا


  • واقعا

antonyms - متضاد

  • affectedly


    تحت تاثیر قرار

  • artificially


    به صورت مصنوعی

  • hypocritically


    ریاکارانه

  • insincerely


    غیر صادقانه

  • pretentiously


    مدعیانه

  • unnaturally


    غیر طبیعی

  • dishonestly


    ناصادقانه

  • guilefully


    با فریبکاری

  • untruthfully


    به دروغ

  • designingly


    به صورت طراحی

  • schemingly


    نقشه کشی

  • keenly


    کاملا

  • duplicitously


    دوگانگی

  • disingenuously


    به طور غیر صادقانه

  • deviously


    به صورت حیله گرانه