word - لغت

asinine || آسینین

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈæs.ɪ.naɪn

UK :

ˈæs.ə.naɪn

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [asinine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asinine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asinine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asinine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [asinine] در گوگل

description - توضیح

  • extremely stupid.


    فوق العاده احمقانه

  • foolish or stupid.


    احمق یا احمق

example - مثال

  • an asinine comment


    یک نظر مسخره

  • an asinine comment


    یک نظر مسخره

synonyms - مترادف

  • imbecilic


    مبهم

  • daft


    دفت

  • foolish


    احمقانه

  • nonsensical


    چرند

  • senseless


    بدون احساس

  • silly


    احمقانه


  • احمق

  • brainless


    بی مغز

  • doltish


    کثیف

  • fatuous


    فریبنده

  • goofy


    مسخره

  • mindless


    بی فکر

  • pointless


    بیهوده

  • absurd


    چرند

  • braindead


    مرگ مغزی

antonyms - متضاد

  • intelligent


    باهوش


  • روشن

  • sage


    حکیم

  • sane


    عاقل

  • sensible


    معقول


  • عاقل

  • clever


    باهوش

  • judicious


    دارای قوه قضاوت سلیم

  • prudent


    محتاط، معقول

  • sagacious


    حکیمانه

  • sapient


    خردمند


  • تیز


  • هوشمندانه


  • صدا

  • brainy


    متفکر