word - لغت

assertive || اظهار کننده

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

əˈsɜː.tɪv

UK :

əˈsɝː.t̬ɪv

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [assertive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assertive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assertive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assertive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assertive] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • forceful


    نیرومند

  • vigorous


    قوی

  • dynamic


    پویا

  • energetic


    پر انرژی


  • خشونت آمیز

  • strenuous


    سخت

  • emphatic


    تاکیدی

  • vehement


    شدید

  • muscular


    عضلانی

  • resounding


    طنین انداز


  • خشن

  • determined


    مشخص

  • domineering


    سلطه گر

  • authoritative


    معتبر

  • commanding


    فرمان دادن

antonyms - متضاد

  • nonassertive


    بی ادعا

  • nonemphatic


    غیر تاکیدی

  • unemphatic


    بی تاکید

  • unambitious


    بی جاه طلب

  • unassertive


    بی ادعا

  • unenterprising


    غیر سازمانی

  • apathetic


    بی تفاوت

  • ambitionless


    بی جاه طلبی

  • feeble


    ضعیف

  • unaggressive


    غیر تهاجمی


  • ضعیف

  • lazy


    تنبل

  • unenthusiastic


    غیر مشتاق

  • passive


    منفعل

  • laid-back


    آرام